خرید بک لینک

ما که دیگه ارتباطی نداریم

ولی

اینجا به من سر میزنه ؟؟؟

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

چند روز پیش با هم صحبت کردیم .

دلم تنگ شده بود . فکر کنم او هم دل تنگ بود .

بهم گفت نوشته بودی که یادی ازت میکنم ؟ من نه هر روز که هر لحظه به یادت هستم .

نمیدونم راست میگه یا نه .

ولی دوستی ما اینجوری رقم خورده ...

عیدتون هم مبارک

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

من اینجام. نزدیکت

میدونی ولی نبودی ....

چی شد ؟ دلت نمیخواست باشم؟؟ ؟

صبح زود میرم.....

خداحافظ

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

مدت مدیدی هست که ادپرسم .حالم خوش نیست .نمیدونم چرا مدام دلهره دارم .میترسم نگرانم .آشفته ام ..شاید بتوان گفت کلمه سیاهی بنام افسردگی گرفته ام که این سیاهی کل زندگیم را تاریک کرده ....هیچ چیز خوشحالم

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

دل تنگم .افسرده ام .من رو فراموش کرده .... شاید وبلاگم را از یاد برده ...دیگه یادی ازم نمیکنه .حالم خوب نیست ....دپرسم . افسرده ام .اینقدر ذهنم آشفته و درگیره که کلا هنگ کردم .فراموشی گرفتم .. شاید آل

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

اگر به یادم بود.

اگر دلتنگم بود

اگر واقعا دوستم داشت

اینجا چند کلمه ایی برایم می نوشت

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

چرا باید دلم برای کسی تنگ بشه که حتی به یادم هم نیست ؟

چرا باید جویای حالی بشوم که به یاد احوال من نیست .

چرا باید دوست داشته باشم کسی را دوستم ندارد ....

خیلی ناراحت و عصبانیم ....

مرام خرج هر که کردم بی مهری نصیبم شد ...

شاید دیگه وقتش رسیده باشه که من هم مثل بقیه بی مرام و بی معرفت بشوم !!!

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

خیلی بی معرفته.

چند روز پیش عصبانیم کرد و گفتم دیگه نمیخوام ارتباطی باهات داشته باشم .

واقعا بی معرفت و نامهربون هست.

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

وبلاگت رو خوندم ... وبلاگ من کجا و وبلاگ تو کجا اینجا من قلم بدستم آنجا تو دست به قلمی اینجا من هستم

برچسب: نویسنده: النا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 8:00

صفحه بندی